کمال حسینی
رييس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات : ما در كشوري هستيم كه برخي كارگزاران آن به جاي آن كه مجسمه خردمندي باشند، از دمكراسي حالشان به هم مي خورد و فلان وزيرش برادر حسن و برادر حسين است كه در دشمني با مطبوعات شهره شهر هستند.
این گزارش در شماره ۵۳ هفته نامه "کرفتو" ۲۶/۲/۱۳۸۶ چاپ شده است.
در سالگرد روز جهانی آزادی مطبوعات، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در جلسه خود به اتفاق آرا چهارمين قلم طلايی خود را به عزتالله سحابی، مدير مسوول نشریه توقیف شده ايران فردا تقديم کرد.اين انجمن به پاس تلاش سحابی برای آزادی بيان و مطبوعات، ايشان را شايسته دريافت قلم طلايی سال ۸۵ دانست.
به همين مناسبت روز یکشنبه ۱۶ اردیبهشت 1386 – ۶ ماه مه – مراسمی در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران برگزار گرديد که در اين مراسم علاوه بر آنکه گزارش سالانه ۸۵ انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در خصوص روند روزنامهنگاری و آزادی بيان ارايه شد طی مراسمی قلم طلايی به آقای سحابی اهدا گرديد.
"انجمن دفاع از آزادی مطبوعات" یک نهاد مدنی و غیردولتی است که توسط جمعی از دستاندرکاران مطبوعات و روشنفکران تاسیس شده و هدف آن دفاع از آزادی بیان و آزادی مطبوعات است. سالهای گذشته این انجمن، قلم طلایی خودرا به آقایان انصاریراد، نماینده مردم در مجلس ششم و رئیس کمیسیون اصل نود، آیتالله منتظری، از مراجع تقلید و اکبر گنجی، روزنامهنگار و منتقد سرشناس اعطا کرده است.
کمال حسینی
مبارزه در راه كسب حقوق انساني، درگام نخست،مبارزه در راه دموكراسي و عدالت است؛ چون هر عضو جامعه تنها در نظام دموكراسي است كه حكم شهروند را دارا خواهد بود و گر نه انسان در نظامهاي استبدادي، تنها يك رعيت است.
این یادداشت در شماره ۵۸ هفته نامه "کرفتو" ۱۰/۶/۱۳۸۶ چاپ شده است.
حقوق بشر حقوقي است كه به انسان به عنوان انسان تعلق ميگيرد، انسان بهخاطر صِرف انسان بودنش بدون توجه به دين، فرهنگ، زبان، نژاد، مليت، مقام، خويشاوندي، تبار و قوميت.
از آنجا كه انسان امروز جوياي زندگي است نه ياد مرگ، خواستار حقوق است نه وظيفه، دوستدار دنياست نه تارك دنيا، بهكارگيرندهي عقل است نه جبر؛ در چنين جهاني سخنگفتن از حقوقبشر دلپسند و مقبول است؛ بهطوريكه بهراستي ميتوان گفت انسان گذشته مجبور و مكلف بود ولي انسان امروز، آزاد، محق و مختار است؛ انسان امروز كثرتگراست و باور راستين به كثرت قومها، رنگها، انديشهها و بينشها دارد، بر سر مخالفت با اينگونه بديهيات اصرار نميكند كه، هست و نيست ملت را بر باد دهد. انسان امروز بر اين باور است كه حقيقت در انحصار هيچكس نيست و قرائتهاي گوناگون از حقيقت بهمعناي بياعتقادي به حقيقت نميباشد.
انسان امروز دموكراسي را چيزي جز نقدپذيري قدرت و اگر دقيقتر بگوييم، توزيع ثروت، قدرت، معرفت و امكانات ميداند و مسألهي مهم در دموكراسيهاي امروز، نهتنها آزادي فرد بلكه تعادل ميان گروهها، حزبها، قومها و نيروهاي سياسي– اجتماعي است، در چنين ساختار پلوراليستي قدرت است كه جامعه به تعادل ميرسد. دموكراسي بدون اقليت و بدون حضور مخالفان و بهرسميت شناختن آنها دموكراسي نيست. نه اينكه چنانچه به كرسي قدرت دست يافتيم، تمامي مباني آنرا فراموشكنيم و چون از قدرت ساقط شديم به فكر دموكراسي بيفتيم. دموكراسي پروژه نيست، پروسه است و تعطيلبردار هم نيست.