تبليغاتX
گذرآزادی

کمال حسینی

 

 یک راننده تاکسی: " ما باید بدانیم آنچنان که انتخاب این مسولان وظیفه ماست، پیگیری و نظارت بر عملکردشان و اعتراض و انتقاد از آنان نیز از وظایف ماست. آنچنان که آنها به هنگام انتخابات از ما انتظار دارند که مشارکت کنیم و دوست دارند انتخابشان کنیم باید همانطور هم بپذیرند که آنها فقط در برابر ما مسولند و باید پاسخگوی ما باشند. اینان برای ما می روند و هر کاری می کنند باید ما را از یاد نبرند".

این یادداشت در پایگاه اینترنتی نیروهای ملی مذهبی و خبرنامه گویا و سایت خبری دسترنج در سه شنبه ۱۴/۳/۱۳۸۷منتشر شده است.

  در حالی که چانه زنی ما بر سر کرایه تاکسی به اوج خود رسیده بود، یک مرتبه راننده گفت: "شما مردم فقط زورتان به مای ضعیف میرسد، همه قیمت ها یک شبه بالا می روند شما حرفی نمی زنید، ما که حق خودمان را می خواهیم بر سرمان داد می زنید".
  راننده این را که گفت، تصمیم گرفتم که بیشتر از این باهاش بحث نکنم و سوار شوم. از ابتدای مسیر تا رسیدن به مقصد که دانشگاه بود و ربع ساعتی طول کشید، این راننده از دلخوری هایش برای من سخن گفت. من هم که البته زیاد مخالف با او نبودم (مگر در مواردی که حرفش را به چاشنی عصبانیت و احساس آمیخته می کرد) به غیر از گوش دادن کاری نکردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/03/12ساعت 23:21 توسط کمال حسینی |

کمال حسینی*

شاید دولت محترم با کارهایی از قبیل؛ اعلام مکرر پیروزی ایران و شکست غربی ها در دعوای هسته ای و برپایی جشن و سرور به همین مناسبت و غیر مؤثر خواندن و بی ارزش کردن کار مسؤلان گذشته، در پی آن است که تبعات ناشی از این تحریم ها و تهدیدها را بر صلح و امنیت کشور و بر رفاه و اقتصاد جامعه بپوشاند و با این شیوه ها به اقناع افکار عمومی داخل ایران در مورد مناقشه هسته ای دست یابد و وانمود کند که پیروز شده  است. تا شاید بتواند مشکلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از عملکرد نادرست خود را زیر لوای این موفقیت های ظاهری توجیه کند.

این یادداشت در خبرنامه اینترنتی گویا و در پایگاه اینترنتی ادوار نیوز ۱۷/۱/۱۳۸۷ درج شده است. همچنین این یادداشت ۱۸/۱/۱۳۸۷ در سایت آفتاب نیز منتشر شده است.

طی روزهای گذشته در پی گزارش محمد البرادعی، رئيس ‏آژانس بين المللي انرژي اتمي، مسؤلان دولتی موفقیت های پی درپی در موضوع هسته ای را جشن اعلام کردند، در حالی که عده ای از صاحب نظران و کارشناسان این گزارش را تاييد کننده اتهامات غرب ‏عليه برنامه هسته اي ايران دانسته اند و از طرفی کشورهاي غربي با توجه به این گزارش قعطنامه سوم تحريم ‏عليه ايران را صادر کردند. مردم نیز در شرایطی باید به استقبال جشن نوپا و نو ظهور هسته ای بروند که هنوز نمی دانند به جز تحریم و تهدید، از آن چه حاصلی مادی یا معنوی عایدشان شده یا می شود! اساسا برگزاری بساط جشن و شادمانی به ذات خود قائم به علت یا مناسبتی دنیوی یا معنوی است که بسیار هم در حیات فرد یا جامعه تأثیر گذار است. اعلام برگزاری جشنی بزرگ آن هم در سطح ملی نمی تواند فردی و یا مربوط به گروهی باشد، لذا شمولیت آن در اجتماع بدیهی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/22ساعت 0:20 توسط کمال حسینی |

کمال حسینی

باید بپذیریم که انتقاد و اعتراض و اجتماع طبق قانون از حقوق اولیه هر انسانی است و از یاد نبریم که سالهاست چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن دانشجویان بیشتر از همه اقشار جامعه از این حق قانونی بهره برده اند. چون اساسا جان دانشجو شرایط سکون و ایستایی را تحمل نمی کند و خوی و خصلت دانشجو بودن، معترض بودن است.

این یادداشت در شماره ۴۰ دو هفته نامه "هاوار" ۲۴/۹/۱۳۸۶ و در شماره ۲۸ دو روزنامه دانشجویی "هه ژان" {دانشگاه کردستان}  ۲۷/۹/۱۳۸۶ چاپ شده است.

برای مای ایرانی برگزاری مراسم های سالیانه تحت عناوین مختلفی چون: روز زن، روز معلم، روز کارگر و ... به خاطر تقدیر و ارج نهادن به مقام و منزلت آنان و نیز یادآوری نقش و کارکردشان برای جامعه، رسمی است نه عاریتی و نه بیگانه با فرهنگ مان، بلکه عجین و آمیخته با آن. و برای این منظور چه بسیار بوده که دولتی ها هم دست به کار شده اند و جامعه را در این امر مهم همراهی کرده اند. در همین راستا بیش از نیم قرن است که در سالنامه ما ایرانی ها، 16 آذر به نام "روز دانشجو" نوشته شده است. فارغ از تاریخچه و چگونگی نام نهادن این روز بدین نام، می خواهم در این رابطه باب موضوعی دیگر را برای شما مخاطبان باز کنم، که می خوانید؛

چند صباحی است که دولتیان رسم زمانه را بر هم زده و در سالگردها و مناسبت ها، نه تنها به برپایی چنین مراسم هایی در جامعه یاری نمی رسانند، بل آنکه در صدد برهم زدن آنند و به جای تقدیر و تشویق نیز به ترعیب و تهدید عاملان و برگزارکنندگان این مراسم ها دست می زنند. که موجب تاسف و تعجب همگان گشته اند. در چنین روزهایی است که ما شاهد یورش و ضرب و شتم و حتی بازداشت زنان و معلمان و کارگران و دیگرانی هستیم که گاه به جای پاسداشت و بزرگداشت، با ناملایمتی ها و نا مهربانی هایی مواجه می شوند و از آنان جوری دیگر قدردانی به عمل می آید.

در روزهای اخیر به مناسبت گرامیداشت "روز دانشجو" نه تنها برای اینان مراسمی تدارک ندیدند بلکه آنجا که دانشجو می خواست خویش خود را پاس دارد و نقش و جایگاه و وضعیتش را برای جامعه تبیین نماید، دیگر بار از طرف دولتی ها مورد هجمه و بی مهری و در نهایت بازداشت قرار گرفت. گویا دولتی ها خواستند در جایی دنج و آرام هر چه خودمانی تر از این دوستان پذیرایی کنند و مراسمی با شکوه برایشان تر تیب دهند در "اوین".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/21ساعت 20:20 توسط کمال حسینی |

کمال حسینی

ماده اول اعلامیه ی جهانی حقوق بشر: "تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق باهم برابرند. همه دارای عقل و وجدان هستند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند".

این یادداشت حدود پنج سال قبل در پیش شماره اول هفته نامه "به ره و ئازادی" (بسوی آزادی) که تحت سرپرستی اینجانب بود، در تاریخ 13/11/1381 به چاپ رسیده است. "به ره و ئازادی"؛ ویژه نامه ای از هفته نامه "احرار" بود (نشریه شمالغرب کشور) که 3 پیش شماره از آن در شهرهای کردنشین (بوکان، مهاباد، سردشت، پیرانشهر، سقز و بانه) منتشر و سپس توقیف شد. حال همین یادداشت را به مناسب "روز جهانی حقوق بشر" برای شما مخاطبان عزیز در وبلاگ "گذرآزادی" درج کرده ام که از نظرتان می گذرد؛ 

یکی از عواملی که موجب عدم تحقق آزادی و عدالت در شکل کلان آن شده است، این است که دموکراسی هنوز  از حیطه حکومت ها تجاوز نکرده و به عرصه دیگر زندگی انسان تسری نیافته است. به طور مثال ممکن است  سیاست مداری دموکرات، در زندگی شخصی خود یک دیکتاتور باشد. چه بسیارند که دم از آزادی و مردم سالاری می زنند ولی گاها در زندگی شخصی به لحاظ منافع و مصالح، بر فکر خویش لگد زده و زورگو می شوند.

آن مهم در صورتی تحقق خواهد پذیرفت که جامعه چون یک واجب عینی از درون نظام مند، قانونمند و خردمند شود. برای عبور از گذرگاه تاریخی فعلی باید به اجزا و بطن مناسبات اجتماعی وارد شویم. و از تمام آنچه که ساختاربندیها را بوجود می آورد هویت سازی کنیم. باید اجازه داده شود که تمام اقشار جامعه اعم از محروم، متوسط و سرمایه دار، به طور طبیعی حزبی بوجود آید. ممکن است در آعاز تصادم های شدیدی نیز میان احزاب بوجود آید، اما در نهایت یک تعامل طبیعی، اجتماعی حاصل خواهد آمد گرچه وضعیت موجود، مطلوب نبوده و تا رسیدن به وضعیت آرمانی فاصله  زیادی دارد اما هیچگاه ناامیدی کامل ایجاد نخواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/09/19ساعت 19:10 توسط کمال حسینی |

 کمال حسینی 

 

 

اگر "کامران نجف زاده" به جای گپ زدن و "گفتگویی خودمانی" با "حداد عادل"، از او می پرسید که برای اینکه شهرهای ما دوباره "بم" نشوند، مجلس چه "فکری" کرده است؟ شاید پاسخ های "حداد عادل"  گونه ی دیگری می شد.

 

برای زلزله تبریز : در شنبه 10/9/1386

 

لحظاتی پس از پخش سخنان "عادلانه" حداد عادل در برنامه " تفسیر21 " سیمای پایتخت، که از "پاک بودن 90 درصد نمایندگان مجلس هفتم" و تاثیر آنها بر "تثبیت قیمت های بازار و مهار تورم" و خلاصه "عملکرد مثبت" خودشان و دولت نهم می گفت، ناگهان ثبات و آرامش " تبریز"، از "زلزله" ای 6/4 ریشتری در 22:15 به هم خورد!

همین  کافی بود تا مردم در تبریز، همه گرانی ها و تورم و مثبت و منفی بودن عملکردهای نمایندگان و دولتمردان و ... را به فراموشی بسپارند و خانه و کاشانه را ول کنند و برای نجات جانشان، سراسیمه و نگران، در این سرمای آذرماه به خیابان ها و پارک ها پناه ببرند.تا که شبی سرد و مخوف را به اجبار در انتظار پس لرزه های سپیده صبح  چون "بم" در چادرها و ماشین هایشان روز کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/09/11ساعت 12:30 توسط کمال حسینی |

کمال حسینی

در پاسخ گفتگویی که "شهروندامروز" در ششم آبان چاپ کرده بود.

یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد         "حافظ "

این یادداشت در شماره ۲۶ هفته نامه "شهروندامروز" ۴/۹/۱۳۸۶ چاپ شده است.

گفتگوی "دولت کرد تشکیل نمی شود" را زیر عنوان "گسل ترک و کرد" (با اسدالله اطهری) که در شماره 22 هفته نامه "شهروندامروز" به سردبیری "محمد قوچانی" و سیاستگذاری "محمد عطریانفر" به چاپ رسیده بود،خواندم.صرف نظر از انتخاب نام عنوان آن گفتگو و چند یادداشت پیرامون آن،حاوی نکاتی بود که موجبات نارضایتی و نگرانی تعداد زیادی از خوانندگان کرد و غیر کرد؛ از جمله مخاطبان آذری زبان شما را هم فراهم آورد.همین بنده را واداشت که نکاتی را در پاسخ به آن بنویسم، که از نظرتان می گذرد؛

آنجا که "آقای اطهری" در پاسخ سوالی، به دور از گفتمان یک "پژوهشگر مرکز مطالعات خاورمیانه"، ادعا میکند که:"کردها همیشه دنبال مرده خوری هستند... شاید فردا کردها منتظر باشند تا آمریکا به ایران حمله نظامی کند و آنها دست به شورش بزنند.کردها همیشه تحت تاثیر عامل بین المللی هستند تا اینکه خودشان بتوانند نقشی را ایفا کنند...کردها خودشان یک متغیر مهم نیستند بلکه دنبال استفاده از فرصت ها هستند."(!)

ایشان در شگفتی بسیار با شاید و احتمال و از زبان عده زیادی "شهروند امروز ایرانی"(کردها)، مدعی استقبال آنان از امریکا شده است! و با فهمی "غیر پژوهشگرانه" درباره آنها سخن گفته و از خود به این شهروندان فکور و فهیم "مرده خوار" نام داده است! جالب است که "روسو" در نظریه "قرارداد اجتماعی" خود، شهروند را کسی میداند که در تشکیل "خواست همگانی" شرکت دارد، یعنی فرد آزاد و مختار و دارای حق، و  شهروند را در برابر "رعیت" قرار می دهد، که دارای هیچگونه حقی نیست. شاید کردها به روایتی در ردیف "رعیت"ها هم نیستند،اگر بودند که تن به "مرده خواری" نمی دادند! بلکه در کنف الطاف کسانی ایام می گذراندند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/09/06ساعت 14:52 توسط کمال حسینی |